
وقتی تفاوت حساسیت و اهمیت فاجعه می آفریند!
*** پیشاپیش از خوانندگان گرامی خواهشمندم که مرا به … و … و … متهم نکنند. اول متن را تا انتها بخوانید. در ضمن بگذارید فردی با شما متفاوت فکر کند و واکنش ما همچنان در قبال او محترمانه باشد.
ما برای خاک ایران خون دل ها خورده ایم. ما نخواهیم گذاشت یک وجب از خاک کشورمان به دست بیگانگان بیفتد. اصلاحات اساسی در مرزهای کشور که مجاز نیست. اصلاحات جزیی مجاز است که آن هم بر اساس آیین نامه داخلی مجلس فقط با رای اکثریت چهار پنجم نمایندگان مجلس ممکن است. سال هاست که ما دعوا داریم بر سر خلیج فارس و خلیج عربی و یا سالهاست که بر سر تقسیم دریای خزر دعوا داریم. ما اصولا به این موارد حساسیم. حاضریم برای یک وجب از خاک ایران جان مان را بدهیم و در طول هشت سال دفاع مقدس دادیم. اما آیا به همان اندازه که به یک وجب از خاک وطن حساس هستیم و غیرت نشان می دهیم به موارد زیر نیز حساس هستیم؟
1- کشورهای همسایه دارند از میادین مشترک، سهم نفت و گاز ما را می بلعند و بالا می کشند. آیا میلیون های بشکه نفت خام به اندازه یک وجب از خاک ایران ارزش گریبان دریدن ندارد.
2- سالانه هزاران نفر از نخبگان ثروت و معرفت از کشور خارج می شوند. آیا این سرمایه های تکرارنشدنی به اندازه یک متر از دریای خزر و یا به اندازه نام خلیج همیشه فارس اهمیت ندارد. خود من بیش از ده ها بار به کمپین های اعتراضی علیه تغییر نام خلیج فارس دعوت شده ام اما حتی یک بار هم به کمپین اعتراض علیه خروج میلیون ها ضریب هوشی و میلیاردها دلار ثروت دعوت نشده ام.
3- سالانه هزارن کیلومتر مربع جنگل از بین می رود. بیابان ها گسترش می یابند، سطح آب کاهش پیدا می کند و ایران جزو ۱۰ کشور تخریب کننده محیط زیست شناخته می شود. آیا تخریب جنگل ها و فرسایش خاک به اندازه یک وجب خاک اهمیت ندارد؟
4- سالانه هزاران نفر از بیکاری به اعتیاد، دزدی و فساد روی می آورند و مجبورند برای زندگی شرافت خود را به بازار خرید و فروش خدمات جنسی ارایه کنند. آمارهای ۱۰ ساله مرکز آمار ایران نشان میدهد با افزایش ۶.۸ میلیونی جمعیت غیرفعال کشور، هماکنون جمعیت خانهنشین به ۴۰.۲ میلیون نفر رسیده است. آیا این مساله به اندازه یک وجب خاک ایران اهمیت ندارد؟
دقت کنید که من نمی گویم خاک ایران اهمیت ندارد. بلکه تاکید اکید دارم که برخی موضوعات هستند که به همان اندازه اهمیت دارند اما نادیده گرفته می شوند.
🔎⭕️تحلیل راهبردی
بنیادین ترین آموزه علوم تصمیم گیری این است: نقطه تمرکزتان را درست تعریف کنید و مساله تان را به خوبی تعریف کنید! چرا؟ چون از آنجا به بعد تمام تلاش ما برای حل مساله و تصمیم گیری و تمام تکنیک هایی که بکار می گیریم، وابسته است به مساله ای که تعریف کرده ایم.
متاسفانه ما در طول زمان به برخی موضوعات و مسایل حساس می شویم و نسبت به برخی از موضوعات و مسایل، کوری و نابینایی پیدا می کنیم. یکی از بهترین تکنیک ها، مقایسه زوجی است. یعنی چه؟ یک مساله ای که برای تان مهم است را انتخاب کنید و سپس مسایل دیگر را با آن مقایسه کنید و از خود بپرسید کدام مهم تر است. این باعث می شود که ذهن حالت تحلیلی و منتقدانه بگیرد و رها از پیش فرض ها قضاوت کند.
مجتبی لشکربلوکی، معلم دانشگاه
