loading

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

من با دولت مخالفم اما

خاطره: «پس از جنگ جهانی دوم مسئولیت‌های دولتی به قدرت‌های اشغالگر واگذار شده بود. همین دوستم، سخت ضد رژیم آلمان کمونیست بود و دائم انتقاد می‌کرد و بد می‌گفت. اما سرش را از میز کار بلند نمی‌کرد و همواره مشغول کار بود و در اجرا و پرکردن و فراتررفتن از برنامه‌کاری که از سوی بریگاد ما دیکته می‌شد، درنهایت صمیمیت، کوشا بود. روزی از او پرسیدم: تو که این قدر با رژیم مخالفی، چرا این قدر در کارت کوشایی و د...
Read more من با دولت مخالفم اما

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

حل یک مساله اخلاقی با رویکرد خلاق

يکی از دوستان پرسيده که: ببخشيد يك مساله هست كه خيلي ذهنم را مشغول كرده. مي دونم قرار نيست هر مساله اي كه ذهنم را مشغول كرد مزاحم شما بشم. من نمي تونم در رفتارم هم صداقت داشته باشم هم سياست. براي بيان منظورم يه مثال ميارم انسانهاي خيلي خوبي ديدم كه در انجام كاري منظور و درخواست خود را از سمت ديگر بيان مي كنند به گونه اي كه هيچ وقت نظر شخصي بيان نشود ولي توي دلشون كه اين نبوده ولي با اين ترفند مي خ...
Read more حل یک مساله اخلاقی با رویکرد خلاق

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

یک سبد بوی بهشت

به چند تا از این لینک ها سر بزنید، شما هم مثل من مشتری می شید! هر چه سریع تر بهشتی شوید!   هشت بهشت 106 – مناجات هشت بهشت 105 –دستان دعا کننده هشت بهشت 104 – بامبو هشت بهشت 103 – عجیبه هشت بهشت 102 - آهنگر هشت بهشت 101 - زمین هشت بهشت 100 - نمی‌توانم هشت بهشت 99 - لیلی هشت بهشت 98 - قضاوت عجولانه هشت بهشت 97 - بالت چطوره هشت بهشت 96 - سوخته بقیه بوی بهشت رو در سایت هشت بهشت استشمام کنید!...
Read more یک سبد بوی بهشت

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

عجیب ترین نصیحتی که شنیدم

ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم، نگاهش مکن شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی حضرت امیر (ع) خدای من چقدر دوریم از آرمان های اخلاقی شیعه، چه مظلوم شریعتی که ما پیروانش باشیم....
Read more عجیب ترین نصیحتی که شنیدم

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

تلخ ترین داستان کوتاهی که خوانده ام

مدیر: خانم اگه میخوای اسم دخترت رو بنویسی باید صدو پنجاه هزار تومن بریزی به حساب همیاری... زن: مگه اینجا مدرسه دولتی نیست!؟ مدیر : اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز! زن : آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن ؟! مدیر : این که شهریه نیست اسمش همیاریه !!! زن : اسمش هر چی هست.تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن مدیر : خب برو اسم بچت را ...
Read more تلخ ترین داستان کوتاهی که خوانده ام

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

سلام رو سپی!

محتوای این متن مطابقت با اندیشه های من ندارد. اما وقتی این متن را خواندم به فکر فرو رفتم. شاید شما هم اندکی تامل کنید و با هم اندکی بیشتر به مسوولیت های اجتماعیمان در قبال هم نوعانمان بیاندیشیم. بی شک خداوند از ما خواهد پرسید که چه کردیم؟ به امید روزی که ... سلام فاحشه! تعجب كردی!؟... میدانم در كسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم شنیده ام، تن می فروشی...
Read more سلام رو سپی!

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

هرزگی دو سو دارد

مردی از پاکان خدا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از او خواست تا مهمان وی باشد . پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به مرد رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید» مرد خدا به كدخدا گفت: « یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: « هیچ كس نمی...
Read more هرزگی دو سو دارد

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

بی شرمانه زیستن بی شرمانه مردن

روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی  هم در چشم داشت، آهسته به من گفت آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟  گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.  حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:  بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم  نر...
Read more بی شرمانه زیستن بی شرمانه مردن

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

وصیت نامه من

روزي فرا خواهد رسيد كه جسم من آنجا زير ملحفه ای سفيد و روی تخت بيمارستان قرار مي گيرد و آدم هايي كه سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از كنارم مي گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسيد كه دكتر بگويد مغز من از كار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگيم به پايان رسيده است. در چنين روزي، تلاش نكنيد به شكل مصنوعي و با استفاده از دستگاه، زندگيم را به من برگردانيد و اين را بستر مرگ من ندانيد.بگذاريد ...
Read more وصیت نامه من

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/lashkarb/public_html/core/themes/lashkarbolouki/archive.php on line 22

در ستایش ملکیان دنیاخالی ازخوبان نیست

در ستایش استاد ملکیان، دنیا خالی از خوبان نیست.   صدیق قطبی نوشته است:   به دشواری فراوان تونستم باهاش یه قرار ملاقات یک ساعته بزارم. موقع قرار، من دیگه تهران نبودم و از شهرستان می اومدم. یادمه تو این قرار ملاقات، اینقدر با حوصله به حرفام گوش میداد که همین گوش دادنش مرهم درد بود. در سراسر عمرم کسی به این خوبی بهم گوش نداده بود. وقتی راجع به موضوعی صحبت می کردم و کمی گریه ام گرفت، دید...
Read more در ستایش ملکیان دنیاخالی ازخوبان نیست